قهرمان ميرزا عين السلطنه
3495
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تفصيل همدان . سرگذشت سالار الدوله سالار الدوله پسر سيم مظفر الدين شاه است . يك مرتبه در ايام پدرش كه حاكم لرستان بروجرد بود ياغى شد . شاهزاده موثق الدوله ناظر با احتشام الدوله معين دربار رفيق خودمان از طرف شاه رفته با نصيحت و دلالت او را طهران آوردند . دفعهء ثانى در مشروطهء اول و جلوس محمد على شاه ياغى شد . اين مرتبه ميرزا ابو القاسم خان نورى از ملاير امير افخم از همدان با جمعى ديگر از كرمانشاهان و شاهزاده سيف الدوله رفته جنگ كردند و شاهزاده شكست خورده ( در نهاوند ) فرارا رفت كرمانشاهان به قونسلخانهء انگليس . اما پلتيك انگليسها آنوقت غير از حالا بود . او را تسليم ظهير الدوله حاكم كرمانشاهان نموده سيف الدوله او را تحت الحفظ طهران آورد . در ميان شهر طهران فرارش داده رفت خانهء امين السلطان . اتابيك بعد از تقصير او گذشته در عشرتآباد حبس نظر بود . مجددا از حبس خارج [ شد ] يك روز هم با حضرت و الا ديدن رفتيم . چند روز بعد كه بازديد حضرت و الا وعده داده بود مجددا او را توقيف كردند . بعد از چندى فرار كرده به سفارت روس رفت و دولت روس متعهد شد در خاك روسيه او را نگاه دارد . در شهر ورشو در تحت نظارت پليس مسكن داد ، مشار اليه هم از ورشو گريخت مثل محمد على شاه ! و رفت به فرانسه . يك مرتبه هم تا سرحد انزلى آمد مراجعتش دادند ، تا اين ايام كه ساختوپاختها را درست نمودند و از سمت آذربايجان سر درآورد . چون مكرر حكومت لرستان ، كرمانشاهان ، كردستان را كرده و دختر نظر على خان سردار اكرم و دختر والى پشت كوه و دختر يكى ديگر از رؤساى ايلات زن او هستند مطمئن از كمك و همراهى الوار و اكراد بود ، يكسر به آن سمت رفت . با اين تهيه و تدارك حاليه به همدان آمده كه طهران برود . ليكن اين مرتبه ياغيگرى ندارد بلكه بهعنوان محمد على شاه و حمايت او برخاسته . همهجا هم همينطور مىگويد و خطبه به نام محمد على شاه مىخوانند . خداوند عاقبت اين يك مشت رعيت گداى فقير و اين مملكت بىصاحب را به خير گذراند . فعلا كه بسيار بسيار بد اوضاعى است و هراقدامى بشود نتيجه و فايده سهم و قسمت روس و انگليس است تا به كلى ايران را قورت بدهند . اينها هم مىدانند ايران رفته است . براى ايران كار نمىكنند بلكه براى خودشان تهيه و تدارك تنخواهى مىكنند كه منبعد در يكى از شهرهاى فرنگستان به راحتى و عيش زندگانى كنند .